آدم ها همدیگه رو می خونن

By شیخ نسیان

داستان از این قراره که آدم ها شباهت عجیبی به کتاب دارند.

وقتی یه نفر رو برای اولین بار می بینی مثل دیدن یه کتاب برای اولین باره. بعضی ها به رنگ و طرح جلد، قطع کتاب، نوع کاغذ و چاپ و غیره زیاد توجه می کنن، بعضی ها هم کمتر، یعنی زود از این چیزا می گذرن و زود می رن سراغ محتوا. بعضی ها اول از هر چیز دنبال اسم انتشاراتش می گردن، مثل اونایی که زود می خوان اصل و نصب طرف رو بدونن. من خودم چون آدم عجولی هستم، اگرچه ممکنه قضاوت نهایی ام رو بر اساس جلد و کاغذ و اینا انجام ندم، ولی سریع می رم سراغ فهرست مطالب آدم ها (اگه داشته باشن). بعضی وقت ها هم طرفت نه تنها فهرست مطالب نداره، بلکه بعد از خواندن ده ها صفحه اش نمی تونی پرده از رمز و رازش برداری.

بعضی ها با فونت درشت حرف می زنن، بعضی ها با فونت ریز.

بعضی ها پر از مطالب تکراری اند، بعضی ها پر از ایده های ناب.

بعضی ها پر از ایراد املایی و نگارشی اند، بعضی ها دقیق و محکم.

بعضی ها ساده و روان، بعضی ها پیچیده و مغلق.

بعضی ها پر از تناقض اند. بعضی ها کپی کتاب های دیگه اند، بعضی ها پر از زلم زیمبو. الخ …

اما نوع رابطه ای هم که با آدم ها برقرار می کنیم خیلی شبیه رابطه ایه که با کتاب ها داریم. شروع رابطه ها بسته به نوع کتاب سخت یا آسونه. اگه یه کتاب رو دست گرفتی و جذبش شدی، مشکل بتونی رضایت بدی به تقسیم وقتت بین اون کتاب و یه کتاب دیگه. ولی حالا فرض کن بهترین کتاب دنیا رو پیدا کردی. ممکنه به خاطر عشق و علاقه این کتاب رو با دقت هر چه تمام تر بخونی. یعنی مثلاً به جای چند روز ممکنه چند هفته دستت باشه. تازه این دور اولشه، بعضی کتاب ها (برای من به ندرت پیش میاد) دور دومش بیشتر از دور اولش می چسبه. ولی من می خوام این رو بپرسم که هر چقدر هم که یه کتاب قطور باشه، هر چقدر هم که آروم بخونیش، هر چندبار هم که بخونیش، میشه برای همیشه و همیشه همین یه کتاب رو دست بگیری؟

جواب من منفیه. یعنی در بهترین حالت شاید خاطره ی کتاب رو بشه برای همیشه با خودت داشته باشی، ولی خود کتاب رو همیشه در حال خوندنش باشی نه.

پ.ن. 1- شاید این اولین تفاوت آدم ها با کتاب باشه. کتاب بعد از چاپ دیگه تغییر نمی کنه (مگر در تجدید چاپ)، ولی تعداد صفحات یه آدم (و شاید محتوای صفحات قبلیش) می تونه با گذشت زمان تغییر کنه.

پ.ن.2- موضوع تحقیق تون (تا هفته ی بعد باید تحویل بدین): آیا پ.ن.1. می تونه باعث بشه که تا آخر عمر در حال خوندن یه نفر باشین؟ یا اینکه این یه ظرفیت محدوده و یه آدم نمی تونه اونقدر تغییر کنه که تا آخر عمر کسی رو پایبند خودش بکنه؟

پ.ن. 3- این شعر رو هم برای هفته بعد از بر کنید.

یک پاسخ به “آدم ها همدیگه رو می خونن”

  1. Alex می گوید:

    سلام
    تشبیه جالبی بود که تا حالا بهش فکر نکرده بودم.
    من در مورد پ.ن 2 می تونم بگم که ازدواج یه نمونه اشه، که آدم مجبوره تا آخره عمر یکی رو بخونه :) اگر کتاب خوبی باشه که هیچ و گرنه وای به حال آدم .

پاسخ دهید